همه مردان و زنان ایندیرا

روایتی وحشتناک از چگونگی تلاش آنها برای حذف دموکراسی از هند.

نخست وزیر ایندیرا گاندی در پارلمان در اکتبر 1976. وضعیت اضطراری چند ماه بعد در مارس 1977 لغو شد (عکسها: آرشیو اکسپرس)نخست وزیر ایندیرا گاندی در پارلمان در اکتبر 1976. وضعیت اضطراری چند ماه بعد در مارس 1977 لغو شد (عکسها: آرشیو اکسپرس)

کتاب- The Emergency: A Personal History
نویسنده: کومی کاپور
ناشر: پنگوئن
صفحات: 368
قیمت: 599 روپیه



اورژانس: تاریخچه شخصی یک گزارش جذاب و ضروری از سیاست نخبگان اورژانس و نحوه تأثیر آن بر یک خانواده است. کومی کاپور یک روزنامه نگار جوان با هندی اکسپرس به شوهرش ، ویرندرا کاپور ، در زمان اورژانس دستگیر شد. برادر شوهرش ، Subramanian Swamy ، یک قهرمان شنل و خنجر در زمان اورژانس بود ، که از هند فرار چشمگیری کرد و به همان اندازه چشمگیر بازگشت تا تأسیسات را متزلزل کند. کاپور خودش یک گزارشگر درجه یک سیاسی است و از آن برای مزیت بزرگ برای بیان داستان داخلی اورژانس استفاده می کند.



درخت شکوفه گیلاس ژاپنی کوتوله

او مکانیسم هایی را که از طریق آن این حمله به دموکراسی هند تنظیم شده بود ، فهرست بندی می کند. اگرچه بر نقش شخصیت ها متمرکز است ، اما اثر تجمعی آن این است که تأثیری سرد کننده بر خواننده بگذارد. نیروهای اضطراری اجتماعی مهمی در کار بودند. اما سهولت عادی که تقریباً تمام افراد نخبه به اورژانس رفتند ، گویی نوعی بازی سالن بود ، حیرت انگیز است. و کاپور آن داستان را با تأثیر خوب روایت می کند. مهمترین ویژگی این کتاب ، نام بردن و خجالت کشیدن بسیاری از شخصیت های اصلی فیلم است که قانون را به قانون به ظلم و ستم تبدیل کردند.



قدرت تاریخ شخصی در جزئیات انسان نهفته است. توصیفات بی دردسر ، اگر نادیده گرفته شود از یک نخبه در حالت همدستی ، شما را متلاطم می کند: خیانت قضایی که در آن مقامات مانند قاضی باگواتی و چاندراچود به طرز وحشیانه ای وارد عمل شدند ، نقض رقت انگیز تقریباً همه سیاستمداران کنگره ، غیرت کارکنان دولتی مانند ناوین چاولا. که در حالی که شخصاً مهربان بود ، مخرب ترین گرایش های نهادی سانجی گاندی را تغذیه کرد. LK Advani اخیراً گفت که هیچ عذرخواهی برای اورژانس وجود ندارد. او یک حقیقت عمیق را بیان می کرد. تعداد کمی از شرکت کنندگان نه تنها اشتباه خود را پذیرفته اند ، بلکه برای تعداد زیادی از آنها نیز هیچ اشتباهی وجود نداشته است. آنها بدون هیچ زحمتی در هر نقشی که دولت به آنها محول کرده بود لغزیدند و با تغییر شرایط کنار رفتند. این تا حدی به این دلیل است که شبکه های اجتماعی از همه تفاوت های اساسی فراتر رفته اند.

کاپور جزئیات مهمی را ارائه می دهد: ماهیت شرایط زندان ، مکانیسم سانسور ، گردآوری رهبران مخالف ، عقیم سازی های اجباری و وحشت محض برنامه پنج نقطه ای سانجی گاندی. ناکارآمدی های افسانه ای دولت هند آشکار می شود ، که حتی یک دست آهنی نیز نمی تواند به طور کامل آن را برطرف کند: در یک دولت تمامیت خواه ، دست چپ نمی داند که دست راست چه می کرد.



کاپور شواهدی را بر اساس یادداشتی از سیدارت شانکار ری ، حامی سیاسی داستان ارائه می دهد که فوریت های اضطراری حتی قبل از حکم دادگاه عالی الله آباد در حال بررسی بود. اتهاماتی که دادگاه عالی الله آباد ایندیرا را مجرم شناخته بود در حال حاضر تخلفات کوچک و تقریباً عادی به نظر می رسد. سرکوب سیاسی در راست و RSS شاید شدیدتر از چپ بود. حتی اگر بالاصاحب دئوراس از ایندیرا گاندی حمایت کرد ، سرکوب و مقاومت RSS آن را در سیاست هند بازسازی کرد. این امر به رهبران دانشجویی آن دوران حرفه ای طولانی در سیاست داد. کاپور استدلال می کند که ادعای آنارشی قریب الوقوع ، که بود
توجیه سرکوب ، بسیار اغراق آمیز بود. در واقع ، گزارش سازمان های اطلاعاتی در این باره پس از این واقعیت ، همانطور که گفته شد ، بود. این ویژگی بارز توتالیتاریسم قریب الوقوع است که حقیقتی را در خدمت هدف قدرت ایجاد کند. چند قهرمان وجود داشت: دادگستری افسانه ای خانا ، فالی نریمان از مقام خود کناره گیری کرد و سواران سینگ که اکنون دست کم گرفته شده است ، تنها عضو ارشد کابینه ایندیرا گاندی که دچار اختلال شده است.



اورژانس این ایده را تأیید کرد که شخصیت اصلی دولت هند را می توان با ترکیبی از خشونت و پوچی تعریف کرد. این فقط تأیید فرقه شخصیت نبود. این نهادینه سازی یک هوس مطلق تحت عنوان قانون بود: هرکسی را می توان انتخاب کرد ، دولت می تواند بچه هایی با موهای بلند جمع کرده و به زور آنها را کوتاه کند ، می تواند تصمیم بگیرد که آهنگهای کیشور کومار پخش نمی شود (یک داستان لذت بخش در کتاب). این نهادینه سازی اولین تخلیه های دسته جمعی از شهرهای هند بود. اختیار آزادی انتقام جویی های شخصی داده شد.

آیا درختان کاج برگ دارند؟

کتاب کاپور در زمینه اجتماعی ، اقتصادی و بین المللی وضعیت اضطراری ، شاید عمداً چندان مطمئن نیست. اما تمرکز کتاب بر تاریخ شخصی به آن قدرت غیرعادی می بخشد. شما با یک سberال هشداردهنده روبرو هستید: اگر ایندیرا گاندی در سال 1977 تصمیم به برگزاری انتخابات نمی گرفت ، آیا ما مقاومت می کردیم که این یوغ را کنار بگذاریم؟ احساس رهایی و آرمان گرایی هنگام رفع اضطراری واقعی بود. اما خیلی سریع از بین رفت قهرمانی مانند جورج فرناندز می تواند زندان را اداره کند. او نمی تواند قدرت را اداره کند در دهه هفتاد ، جایاپراکاش نارایان در حال خواندن دینکار بود: Singhaasan khali karo/ Ki janata ati hai؛ ما در انتخابات اخیر نیز از همین اظهارنظر خودداری کردیم. افسوس که singhaasan هر بار بر جاناتا غلبه می کند.



پراتاپ باانو مهتا رئیس مرکز تحقیقات سیاست مرکز دهلی نو است