ام اف حسین در سال 2010، زمانی که به MF Husain ملیت قطر اعطا شد، این هنرمند از طریق طرحی که اسب علامت تجاری او را در کنار کلماتی که بیانگر چگونگی تجلیل از او بود، تصدیق کرد. هفت سال پس از مرگ مدرنیست در سال 2011، این کشور اکنون هنر او را از طریق نمایشگاهی جشن می گیرد که آثار او را در شش دهه به نمایش می گذارد. Ranjit Hoskote متصدی نمایشگاه که در موزه هنر مدرن مثاف: عرب در قطر برگزار میشود، نمایشی با عنوان MF Husain: Horses Of The Sun را بهجای گذشتهنگر توصیف میکند.
سوالی که پیش روی من بود این بود که چگونه می توان هم زندگی مادی و هم زندگی کالیدوسکوپی هنرمند را به شکلی سازماندهی کرد که برای مخاطبان مختلف در دوحه خوانا باشد... نقطه اتکای موضوعی اصلی برای من درک حسین از خود به عنوان فردی بود که عمیقاً در هند ریشه دارد. بلکه یک کوچ نشین جهانی بود. او آزادانه به همه جا سفر کرد، اما در پایان تبعید شد و مجبور شد برخلاف میلش وطن خود را ترک کند. Hoskote مستقر در بمبئی می گوید که این یک چرخش بسیار غم انگیز بود.
شام آخر ام اف حسین در صحرای سرخ هوسکوت در سرپرستی مجموعهای که بیش از 90 اثر دارد، به خانه و تعلق میپردازد - بینندگان را وادار میکند تا مکانهای متعدد و احساسات حسین را از طریق نمایشگاههایی که عمدتاً در دستههای Bait، Manzil و Dar طبقهبندی میشوند، بررسی کنند. این حالت ها سه تعریف مادام العمر و متضاد از خانه را ترسیم می کنند که من در هنر او شناسایی می کنم. طعمه خانه به عنوان محل صمیمیت، خاطره اجدادی و کودکی است. در منزل او در سفری به سوی چارچوبی بزرگتر از تعلق و دانش است. هوسکوت میگوید دار، دروازهای است، حس گستردهای از خانه که در آن تعاملات او را با رسانههای مختلف ارائه میکنم. از طریق مناطق انتقالی، او تعاملات مختلف هنرمند - از جمله علاقه او به ادبیات را ارائه می دهد. متن دیوار شناور از شاعران علامه اقبال و مخدوم محی الدین و دیگران نقل می کند. حسین در یک هنر محصور نبود. او به چهار زبان نوشت. او خودش شاعر بود و شعر خوان. هوسکوت می گوید که او خاطرات خود را نیز نوشته است.
در حالی که از لحاظ زمانی نمایش با نقاشی رنگ روغن او در سال 1950، عروسک عروسک ها آغاز می شود و با اثر او در سال 2011، حسین و اسبش، که با خطوط اکسپرسیونیستی با استفاده از رنگ متالیک ارائه شده است (که کمتر از یک ماه قبل از مرگ او نقاشی شده بود)، به پایان می رسد، آثار متعددی که در این بین وجود دارد، نشان می دهد. نگاهی اجمالی به تعاملات متنوع حسین، هم با رسانه و هم با موضوع. اگر بیت او را وادار میکند سالهای اولیه زندگیاش را در پاندارپور، ایندور و سیدپور بازبینی کند، سریالی نیز به یمن اختصاص دارد، جایی که اجدادش از آنجا به هند مهاجرت کردند. حسین در سهگانهای سه دین ابراهیمی، یهودیت، مسیحیت و اسلام را جشن میگیرد و مجموعهای دیگر از سنگ نگارهها به ادیان جهانی از جمله اومانیسم اختصاص دارد. در منزل ما شام آخر را در صحرای سرخ می بینیم، جایی که مدرنیست هندی با معرفی ارجاعات عربی، آثار نمادین لئوناردو داوینچی را بازبینی می کند. همچنین یک سری لیتوگرافی وجود دارد که در آن هانومان و مجموعهای از نقاشیهایی که دستاوردهای عارفان، فیلسوفان و دانشمندان و دیگران را جشن میگیرد، میکشد.
اتوبیوگرافی II; نمایشگاه در مثاف از جمله قطعات اصلی دار، فیلمی از طریق چشمان یک نقاش محصول 1967 است که در آن هنرمند نقاشی و سینما را با هم ترکیب کرد. آزمایش هایی با منسوجات و چاپ وجود دارد. همچنین بخشی از مطالب آرشیوی وجود دارد که شامل عکسهایی از ساختمان حسین دوشی گوفا در احمدآباد است. حسین دائماً در چرخهها کار میکرد، بین چیزهای زودگذر و دستاوردهای بیشتر، بین مطالب عمومی یا موقت و کارهایی که به طور رسمی در یک گالری تعلق داشتند، کار میکرد. او این تمایزات را محو کرد. ما به او اعتبار کافی برای آن قائل نیستیم. هوسکوت میگوید که ما فقط او را بهعنوان یک سازنده نقاشی میبینیم و فراموش میکنیم که کارهایش ابعاد باورنکردنی دیگری هم داشت.
موزه هنرهای مدرن عرب در قطر شاید این یک متن دیواری باشد که به بهترین وجه سفر او را برای افراد ناآشنا خلاصه می کند. Hoskote می نویسد، داستان زندگی او مانند داستان قهرمان یک فیلم هندی معمولی دهه های 1940 و 1950 است: پسر کفش براق یا روستایی بی دست و پا که به یک مرد موفق جهان تبدیل می شود. حسین که در اوایل دهه 1960 بهعنوان شناختهشدهترین «نقاش ملی» هند تحسین شده بود، دائماً بینش هنری خود را تجدید میکرد و برای همکاری باز بود.
این نمایشگاه در مثاف: موزه هنر مدرن عرب در قطر تا 31 جولای ادامه دارد