مجسمه بهارات ماتا در کانیاکوماری. (با احترام: کریشنا کومار / ویکیمدیا کامانز) کتاب: بیداری بهارات ماتا: باورهای سیاسی راست هند
نویسنده: سواپان داسگوپتا
انتشار: پنگوئن وایکینگ
صفحه: 440
قیمت: 699 روپیه
سه دلیل می تواند وجود داشته باشد که چرا آنها (مسلمانان) شورش را آغاز می کنند - یک دلیل ممکن است این باشد که برادران مسلمان ما به این نتیجه رسیده اند که اکنون جایی برای آنها در هند نیست، هیچ نگهبانی برای آنها وجود ندارد، بنابراین بهتر است در جنگ بمیریم تا زنده بمانیم. ... دلیل دیگر ممکن است این باشد که برخی از مسلمانان با پاکستان در ارتباط هستند و به دستور پاکستان دست به شورش می زنند... سومین و مهمترین دلیل به نظر می رسد این باشد که برخی از رهبران مسلمان نمی خواهند مسلمانان با جریان اصلی ملی ادغام شوند.
این عصاره، از یک بحث در مه 1970 در پارلمان درباره تنش های جمعی، در یکی از قطعات نماینده انتخاب شده توسط سواپان داسگوپتا - نماینده راجیا سبها که توسط دولت قبلی نارندرا مودی نامزد شده بود - است که رشته های مختلفی از اعتقادات سیاسی راست هند را ارائه می کند. بیداری بهارات ماتا، از طریق 24 مقاله، سخنرانی و مقاله.
اکنون که گفتمان سیاسی بین مؤمنان و غیر مؤمنان دو قطبی شده است، سرنوشت رهبری چنین سخنانی در مجلس تیره و تار خواهد بود. با این حال، نماینده پارلمانی که در سال 1970 این سخنان را بیان کرد، اولین نخست وزیر هند بدون وابستگی به کنگره شد - آتال بیهاری واجپایی که در پایان زندگی سیاسی خود مرد مناسبی در حزب اشتباه به حساب می آمد.
بیداری بهارات ماتا: باورهای سیاسی راست هند اعتقادات بر اساس مصلحت سیاسی قابل انعطاف است. واجپایی به عنوان نخست وزیر در اواخر دهه 90، باور سیاسی دهه 1970 را به حالت تعلیق درآورده بود. اما باورها دارای غریزه بقا هستند که آنها را در سختی ها حفظ می کند. باور ملی گرای فرهنگی هندو نه تنها در طول جنبش استقلال که کشوری مرکب را پیش بینی می کرد تا زمانی که تجزیه کشور را تکان داد، سرپا نگه داشت، بلکه از اتهام نیروی محرک ترور مهاتما گاندی نیز جان سالم به در برد. اکنون تشکیلات حاکم بر هند را زنده می کند.
در این زمانهای قطبیشده که مؤمن یک طرف، کافر طرف دیگر است، کتاب داسگوپتا رشتههای مختلف باور ملیگرایانه فرهنگی هندو را به تصویر میکشد. نویسنده با اذعان به اینکه حق غالباً با ابهام شبه معنوی خود متمایز شده است، صادقانه اعلام کرده است که این کتاب موضعی دلسوزانه نسبت به ناسیونالیسم هندو دارد. در تلاش است تا باور ملی گرایانه فرهنگی هندو را در دو قوس اصلی قرار دهد. اولاً، این انگیزه قدیمی است و قبل از اینکه کنگره یک بازسازی هژمونیک را آغاز کند، توسط ملی گرایان اولیه اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم مشترک بود. دوم، بر خلاف لیبرال های هندی که به شدت تحت تأثیر تفکر سیاسی غرب قرار گرفته اند، عقاید راست هند عمدتاً بومی است.
معنی پروانه سیاه و نارنجی
برای مؤمنان می تواند به عنوان یک آغازگر عمل کند. برای غیرمؤمنان، این کتاب تلاش میکند تصویری خوشخیم از حیاطی ارائه دهد که آنها بهعنوان غیرقابل توجه آن را رها کرده بودند، زیرا در آن افراد دستنخورده سیاست هند ساکن شده بودند. از آنجایی که سکولارهای مشروطه به دلیل از دست دادن نبض عمومی دو بار مورد انتقاد قرار می گیرند، این کتاب احساسات پاکسازی شده حامیان پیروزمندان را ارائه می دهد.
در واقع، انتخاب مقالات و بهویژه حذفیات، نشان میدهد که هدف کتاب عمداً مخاطبی فراتر از مؤمنان است.
حشرات ریز روی گیاهان داخلی
همانطور که انتظار می رفت، مقالاتی از ویر سوارکار، آتال بیهاری واجپایی و ال کی ادوانی وجود دارد، اما KB Hedgewar و MS Golwalkar از RSS، SP Mookerjee و Deendayal Upadhyaya، که شعله را از دهه 1920 علیرغم اعتقاد کنگره به ناسیونالیسم ترکیبی، زنده نگه داشتند، وجود دارد. گم شده آنها در مقدمه داسگوپتا به آنها اشاره می کنند، اما حذف کارشان عجیب است. آیا نویسنده میخواهد با عدم تعصب هیجانانگیز نسبت به این چهرهها، افراد بیایمان را فریب دهد، یا نوشتههای آنها با معیارهایی که برای ارائه تصویر یک راست هندی مسئول تعیین کرده است، فاصله دارد؟
بیان باور ناسیونالیستی هندو به قدری مسئولیتپذیر است که انتخاب میتواند تلاشی برای جدا کردن آن از روشهای به کار گرفته شده توسط قهرمانان سمی خیابان - مراقبان گاو و مراقبان جهاد عشق - و درخواستهای سرسختانه آنها برای جی شری رام نشان دهد. و توجه به غیر مؤمنان به احساس قلبی از دست رفتن هویت تمدنی فرهنگی مردم شبه قاره جلب می شود.
انتخاب مقالات به دنبال ارائه یک تحول زمانی باور نیست، بلکه الگویی ظاهر می شود. تقریباً یک سوم مقالات - توسط بانکیمچاندرا چاتوپادیای، خواهر نیودیتا، آئوروبیندو، ام جی راناده، آر جی باندارکار، آناندا کی کوماراسوامی و جادونات سرکار - به نظر نمیرسد در مورد مسئله مسلمانان آزاردهنده باشند. آنها بازتابی هستند - عمدتاً از جامعه هندو - در پس زمینه برتری سفیدپوستان تحت حاکمیت استعماری، و عصبانیت مردم مغلوبی را بیان می کنند که به میراث تاریخی خود افتخار می کنند. هیچ خصومتی با مسلمانان وجود ندارد. جالب اینجاست که بیشتر آنها قبل از سال 1920، قبل از نهضت خلافت و قبل از پیشنهاد انتخاب منتخبان جداگانه برای مسلمانان نوشته شده اند.
مسائل مربوط به مسلمانان در مقالات دوره آخر مبارزات استقلال ظاهر می شود. خیانت از سوی خودمان، جابجایی ایده امر مقدس در آگاهی ملی توسط چارچوب های مکانیکی، برتری میهن پرستی مشروطه بر میهن پرستی فرهنگی، و ایده فرهنگ ترکیبی بر فرهنگ دو فرهنگ رقیب تحت حاکمیت اربابان هندو. هند مستقل سخنان واجپایی در پارلمان در سال 1970 تنها یکی از راههای بیان این ناامیدی در اوج هژمونی کنگره بود.
جادونات سرکار به چالش شیواجی با بیجاپور و دهلی (که توسط مسلمانان اداره میشوند اتفاقی است) استناد میکند تا پیشنهاد کند که نژاد هندو میتواند بیش از جمادار (افسر درجهدار) و چیتنیس (کارمند) تولید کند. اما مقاله بعدی سوارکار که خیلی دیرتر نوشته شد، فتوحات ماراتا را در برابر سلطه سیاسی ناعادلانه مسلمانان ترسیم می کند. تنها کارهای بعدی (توسط ساوارکار، راماناندا چاترجی، سردار والابهای پاتل) از قبل از نهایی شدن قانون اساسی هند، مسلمانان را فرا می خواند. به عنوان مثال، چاترجی در جلسه مارس 1929 ماهاسبها هندو مشاهده کرد که به نسبت، تعداد مسلمانان در ارتش بیشتر از هندوها است. اما نوشتههای بعدی توسط Nirad C Chaudhuri، RC Majumdar، Sita Ram Goel، NC Chatterjee، Vajpayee، Advani، VS Naipaul، Girilal Jain و S Gurumurthy، عمدتاً پس از تصویب قانون اساسی، دارای عصبانیت متمایز علیه حکومت مغول است.
فصلهای مقدماتی داسگوپتا، که چارچوب کتاب را در بر میگیرد، از سبک روزنامهنگاری قابل دسترس او بهره میبرد. اما زمینه خاصی وجود ندارد - چرا مقالات خاصی انتخاب شدند و پیشینه آنها چه بود؟ عدم تنوع اجتماعی نیز وجود دارد. واضح است که صدای مسلمان گم شده است، اما کتاب نشان نمی دهد که چگونه شمال شرقی ها، یا افرادی که به زبان تلوگو، کانادایی، پنجابی یا مالایالام صحبت می کنند، یا قربانیان بی عدالتی اجتماعی، از نظر تاریخی بهارات ماتای خود را تصور می کردند. بیشتر صداها از دوران ریاست جمهوری بمبئی یا کلکته گرفته شده است. به هر حال اینها صداهای معتبری هستند. میتوان با آنها بحث کرد، اما این به معنای از دست دادن موضوع است. زیرا آنها باورهایی را بیان می کنند که باید درک شوند.