ویرانه های اقامت انگلیس در لکنو. (منبع: گتی ایماژ) عنوان: اشک های راجا: شورش ، پول و ازدواج در هند ، 1805-1905
نویسنده: کوه فردیناند
ناشر: سیمون و شوستر ؛ صفحات: 784 ؛ قیمت: 522 روپیه
چند سال قبل از اینکه عقل خود را از دست بدهد ، رام غریب چائوبی ، دستیار قوم شناس ICS ویلیام کروک ، و منشی ارشد در ایرلندی و هم گروهی جورج آ گریرسون در بررسی زبان شناسی هند ، استاد خود را متقاعد کرد که به او اجازه دهد آهنگهای محلی در مورد شورش از آنجا که متناسب با آهنگهای فرعی در عوادی و سایر گویش ها بود ، بخش بزرگی از مجموعه Chaube به دلیل تبعید نواب عوض ، واجد علی شاه ، به متابروز در کلکته: توم بن حسرت ، در فهرست زنان مضحکه بود. aaj mulk bhayo suuno، Angrez bahadur ain: muluk lai linho (بدون تو ، پروردگار من ، دس ما در حال حاضر فراموش شده است ؛ بریتانیایی های بزرگ آمدند و کشور ما را ربودند).
گریرسون و کروک ، مافوق چائوب ، هر دو فارغ التحصیل کالج ترینیتی ، دوبلین بودند و در سال 1871 به همراه وینسنت آ اسمیت و چهار نفر دیگر از همان م Serviceسسه به خدمات دولتی مورد علاقه هند پیوسته بودند. این گروه ممتاز ایرلندی مجموعه داران منطقه بود که به اقتصاد دانش استعماری هند کمک کردند ، همانطور که حاکمان کنونی ما عادت دارند آن را بنامند. اسمیت ، مورخ پرکار ، همچنین کاسیا ، محل نیروانای بودا ، 50 کیلومتری چاوری چائورا را کشف کرد. کروک و گریرسون به طور صریح به تاریخ ما توجهی نداشتند و بیشتر به مسائل قوم شناسی و زبانی توجه داشتند. ما که در زمینه شناخت زبانها و فرهنگهای گذشته طولانی خود فعالیت می کنیم ، همچنان با آنچه این کلکسیونرهای ایرلندی در دوران تصدی خود به عنوان کارگزاران امپراتوری تولید کردند ، درگیر هستیم.
فردیناند کوه ، ویراستار سابق مجله ادبی تایمز و نویسنده دوازده اثر ، در کتاب اشک های راجاها: شورش ، پول و ازدواج در هند ، مقاله هایی درباره قرن طولانی حکومت شاهنشاهی ، عمدتاً در طول زندگی و دوران اجدادش - طایفه ای از اسکاتلندی های سرزمین پست به نظر می رسد که کتاب حماسه ای برای حرکت و خروج آنها در قرن 19 در دکن و هندوستان و در کوهستان چیترال است. با تمایل به نوشتن کل تجربه امپراتوری ، شکوه ، زگیل ، وحشت و همه ، مونت شخصیت عشق او را کمتر از یک بیوگرافی گروهی ، بیشتر یک کتاب جنگل انسانی توصیف می کند. چندین باجیره راجا ، پیشوا و نواب هستند ، چرا که به طور فزاینده ای تحت تهدید جنون شرکت بهادر ، اعتراضات اشک آور به وفاداری به ساکن ، ساح جان لو ، پدر بزرگ نویسنده ، با وجود همه اینها ، قرار گرفته اند.
جان لو ، متعاقباً ژنرال سر جان ، در برکناری سه پادشاه مشارکت فعال داشت ... او چهارمین رجاء ، شاید بزرگترین آنها را از بخش بزرگی از پادشاهی خود محروم کرد. او از سه شورش مخرب جان سالم به در برد. در سن هفتاد سالگی و در شرایط سخت ، او در سال 1853 توسط دوست و هموطن اسکاتلندی ، لرد دالاهوسی ، به عنوان یک سند نقدی سودآور (ماهیانه 90،000 روپیه) از اعضای نظامی شورای عالی هند پیشنهاد شد. شورش و شورش 1857-1858. با این حال ، هیچ وقت ، از مونت ، با تکیه بر مکاتبات عمومی و شخصی لو ، آیا احساس می کنید که احساس ماموریت شاهنشاهی او را برانگیخته است. او می خواست ، در صورت امکان ، وظیفه خود را انجام دهد…
بین سالهای 1771 و 1909 ، هیچ گاه کمتر از 20 نفر ، گاهی دو برابر بیشتر ، از خانواده بزرگ لوز وجود نداشت ، بیشتر آنها این نوع وظیفه را انجام می دادند. در سرتاسر هند ... آنها مشغول کار بودند ، ... جنگیدند ، مالیات جمع کردند ، عدالت را قائل شدند ، به ماهاراجاها سرزنش کردند ... زیرا هیچکدام از آنها بیکار نبودند - لاوها بیهوده اسکاتلندی های پست نبودند ، مونت به ما می گوید. و چه مقدار نیروی عظیمی برای این بنای عظیم کار اسکاتلند در هند صرف شده است! با 600 صفحه متن و 130 صفحه دیگر یادداشت ها و منابع ، این به معنای واقعی کلمه یک تاریخ عظیم است-یک کتاب اصیل امپراتوری بریتانیا در هند.
یکی از استدلال های اصلی کوه این است که در نیمه اول قرن نوزدهم شاهد ظهور تدریجی سرهنگ های شرکت گریز در موقعیت قدرت سیاسی بود. مردانی مانند جان مالکوم از مرکز هند و مالوا ، هنری و جان لارنس از پنجاب ، ویلیام اسلیمن و جیمز اوترام ، یکی از قهرمانان بازپس گیری لکنو ، که نامش هنوز در خطوط Outram در کنار بدافزار گاندا نالا در نزدیکی دانشگاه دهلی یاد می شود. به و البته جان لو ، نیای نویسنده.
آنها به عنوان ساکنان بریتانیایی پیشوا ، راجا ، نظام یا نواب پونا ، میسور ، حیدرآباد یا لکنو ، وظیفه آرام سازی روستا ، معرفی محصولات جدید و روشهای جدید کشت ، تلاش (اما بیشتر اوقات شکست) را بر عهده داشتند. مالیات (زمین) عادلانه تر است فضیلت اصلی آنها عدم تمایل آنها برای جلو کشیدن همه چیز در هند بود. آنها نه با مخالفان محلی ، بلکه با گروه متفاوتی از بریتانیایی ها ، مدرنیزاسیون که می خواستند هند استعماری را به سمت مدرنیته بشتابند ، مخالفت کردند. نتیجه این آتش سوزی بود-بیشتر شبیه گسترش یک اپیدمی ، یک سرایت واقعی از کوه جلوگیری می کند-شورش غدار در سال 1857.
در اینجا ، در مورد الحاق نامنظم و غیر اخلاقی عوض ، معاملات خوبی وجود دارد. جان لو بعنوان مقیم بریتانیا در لکنو فعالیت می کرد و با بی میلی ، فرماندار عمومی را پذیرفت و آلبالوی رسیده را که پادشاهی عوض بود ، غرق کرد ، که توسط Satyajit Ray در شاترانج خیلاری کاریکاتور شد. پس از آن ، بازبینی استاندارد رویدادهای بیشماری که در سال 1857 ایجاد شد ، دنبال می شود ، روایتی سریع در مورد از دست دادن و بازیابی بخشهای زیادی از داراییهای سرخپوستان شرکت ، داستانهای شجاعت و قهرمانی فردی. بنابراین جان نیکلسون 6'2 قد بلند با چشمان خاکستری تیره با مردمک سیاه که تحت هیجان مانند ببر گشاد می شد (در اینجا مونت به نقل از یک منبع آمده است) ، که اتهام موفقیت آمیز را در دروازه کشمیر دهلی انجام داد ، اما جان خود را بر اثر یک مهاجم بدون چهره از دست داد. در پشت آنچه که اکنون یک باشگاه فرسوده بنگالی در یک گالی است ، نه چندان دور از جایی که قرار بود نیراد سی چودوری نگارش اتوبیوگرافی یک هندی ناشناخته را در حدود 90 سال بعد بنویسد.
داستان شورش هند در سال 1857 ، شاید ، منحصر به فردترین تصویر از شخصیت بزرگ ملی ما باشد که تا کنون در سالنامه کشور ما ثبت شده است. بازپس گیری دهلی برخلاف آن جمله معروف در کودکان نیمه شب سلمان رشدی ، انگلیسی ها از تاریخ خود چه می دانند ، زیرا بسیاری از آنها در جاهای دیگر اتفاق افتاده است ، کای قصد داشته به انگلیسی ها تاریخ خارج از کشور خود را آموزش دهد. کوه فردیناند این کار را دوباره با سبک انجام داده است ، یک قرن و نیم بعد از کای.
آخرین نفر در سال 1905 به عنوان فرمانده کل ارتش بمبئی بازنشسته شد و در بازگشت به عنوان نگهبان جواهرات تاج در برج لندن منصوب شد. از جمله روزهای تحت حفاظت او کوه نور بود. مونت می نویسد ، تنها قسمتی از 'درخشان ترین نگین در تاج' که هنوز در دستان انگلیس است ، جواهری در تاج است. و هندی ها خواهان بازگشت آن هستند. پاورقی این خبر را اضافه می کند: دیوید کامرون در فوریه 2013 از درخواست هندی برای بازگرداندن آن به خانه اصلی خود خودداری کرد. باشد که کوه نور در آرامش باشد.
شهید امین استاد بازنشسته تاریخ است. او در دانشگاه دهلی تدریس می کرد.